تبليغاتX
Rahelan.ir

      سناريويي به قيمت خون

Print E-mail

 رسول سنايي‌راد- يكي از صحنه‌هاي دردناك اغتشاشات اخير كه از تلويزيون پخش شده و قلب هر بيننده را به درد مي‌آورد، صحنه ضرب و شتم يك جوان بسيجي است كه تنها دفاع جانانه يك شيرزن موجب نجات وي از دست مهاجمان مي‌شود. البته اين يكي از صدها صحنه جنايات آشوبگراني است كه در مواردي حتي به مجروحان انتقال يافته به آمبولانس‌ها نيز هجوم برده و با ضربات چاقو و قمه، مجروحين را از پاي درآورده‌اند و در مواردي ديگر، مسجد را با مسجدنشينان يكجا به آتش كشيده و يا تنها به بهانه پوشش و حجاب يك زن يا محاسن يك مرد، وي را مورد حمله وحشيانه قرار داده‌اند. اما جالب اينكه تمامي مهاجمان، افراد جاني و اشرار كرايه‌اي و كنتراتي نبوده‌اند كه به صورت سازمان يافته در اغتشاشات اجير و به كارگيري شده باشند، بلكه كساني بوده‌اند كه تحت تأثير جنگ رواني و تحريك احساسات ناشي از دروغ‌پردازي و مظلوم‌نمايي سياسيون حرفه‌اي احساساتي شده و به ميدان درگيري كشيده شده‌اند. نمونه آن، دانشجوي جوان دستگير شده‌اي است كه در اعترافاتش به اين نكته اشاره دارد كه وقتي اعلاميه كشته شدن 5 نفر از دانشجويان را ديده احساس بدي پيدا كرده و نتوانسته خشم ناشي از اين احساس را كنترل كند والا قبل از اين اهل دعوا و تهاجم نبوده است. جالب اينكه 4 نفر از اسامي اعلام شده در آن بيانيه ادعايي، در ليست دانشجويان نبوده و تنها يك نفر، محمد ايماني كه دانشجو بوده نيز هم اكنون زنده است و اصلاً ساكن كوي دانشگاه هم نبوده كه مورد تعرض قرار گرفته باشد. اما متأسفانه براي اين كشته‌شدگان خيالي ابتدا توسط رسانه‌هاي مجازي اطلاعيه فوت صادر شده و سپس برخي وابستگان سياسي به نصب پارچه سياه و برپايي جلسه عزا و ختم اقدام كرده‌اند تا فضايي واقع‌نما فراهم و عواطف و احساسات پاك مردم برانگيخته شود و نيروي لازم براي اعتراض و همراهي با معترضين فراهم آيد.

حال فرق نمي‌كند كه در اين بين چه كساني صدمه خواهند ديد، اصل اين است كه اعتراضي هرچه خشن‌تر اتفاق افتد چرا كه به تعبير آقاي حجاريان، اصلاحات خون مي‌خواهد. چه تفاوتي دارد كه خون سرباز نيروي انتظامي و جوان بسيجي باشد يا خون يك جوان احساساتي و حتي يك رهگذر عادي، مهم اين است كه بهانه‌اي براي دامن زدن به هيجانات و پيچيده شدن حوادث براي فشار بر نظام فراهم شود. اين همان زمينه‌سازي براي اعمال استراتژي «فشار از پايين و چانه‌زني در بالا» است. اين استراتژي از دوران حاكميت مدعيان اصلاحات مطرح بود، ولي آقاي حجاريان در حسرت اين مانده بود كه چرا نمي‌تواند حتي 5 هزار نفر را براي اعمال اين استراتژي به خيابان‌ها بكشاند. اما حال كه به بهانه شور و نشاط انتخاباتي توانسته‌اند چند مدت به خيابان آمدن و سپس درگيري و كتك زدن و كتك خوردن را تمرين دهند، قبل از برگزاري انتخابات و اعلام نتايج تنها آرزو مي‌كرد كه اصلاحات هم مثل طالبان حامياني براي انجام عمليات انتحاري مي‌داشت، چرا كه در آينده اصلاحات خون مي‌خواهد.

جالب اينكه همزمان سناريوي القاي تقلب نيز از سوي كميته‌هاي جنگ‌ رواني كوك شده و متأسفانه ورد زبان برخي شخصيت‌هاي اين جريان سياسي شده و به موازات آن، پيروزي قطعي آقاي موسوي نيز القا مي‌شد. در همين حال در تمرين‌هاي شبانه كه با پوشش تجمعات و ميتينگ‌هاي انتخاباتي دنبال مي‌شد اين شعار سرداده مي‌شد كه «اگر تقلب بشه، ايران قيامت مي‌شه». عصر روز جمعه برگزاري انتخابات نيز بيانيه‌ها صادر شده و هنوز شمارش آرا به پايان نرسيده كه آقاي فاتح از اعضاي ارشد ستاد آقاي موسوي خبر پيروزي قطعي ايشان را اعلام مي‌دارد و از صبح شنبه ماجراها شروع مي‌شود. جالب اينكه براي اعتراض مسير قانوني به كنار گذاشته شده و تنها بر طبل تقلب و ابطال كوبيده شده و حتي مدعيان قانو‌ن‌گرايي با فراخوان حاميان به خيابان‌ها و شركت در اجتماعات بدون مجوز، تنها به پيشبرد خواسته‌هاي غيرقانوني خويش با توسل به خشونت و زور تأكيد دارند. طبيعي است كه «نظام زير بار زور نرود» و مدافعان نظام به كنترل متين و خويشتندارانه اغتشاشات ناشي از اين سناريوي شوم برآيند. اما در ادامه چنان فضايي فراهم مي‌شود كه يك جوان آرام را تبديل به مهاجمي خشن كند تا به صورت گروهي به تعرض عليه يك سرباز يا بسيجي تنها برآمده و از كشتن كمتر رضايت ندهند تا بلكه مدافعان نظام را به كنار زده و مسير پيش بردن اين خط سبز موهوم را فراهم ‌آورند. نبايد فراموش كرد كه فراخوان كننده‌ها امثال آقاي ميرحسين موسوي است كه مي‌خواست بيايد تا انجام امور به مسير قانون برگردد و حامياني چون آقاي خاتمي دارد كه گوش فلك را با قانون‌گرايي و نفي خشونت كر كرده بود، اما مردم تفاوت نظر و عمل آنها را به حافظه تاريخي خويش خواهند سپرد.





+| نوشته شده توسط در یکشنبه 7 تیر1388 و ساعت 17:32 |