پنجشنبه ۰۴ تير ۱۳۸۸
آنچه آقاي موسوي از نقصان آنها رنج ميبرد
ثانیهنیوز- حسن مرادي- انتخابات 22 خرداد از ابعاد گوناگون قابل بررسي و تحليل است. يكي از ابعادي كه ميشود به آن توجه كرد و به كنكاش پرداخت، چگونگي حضور كانديداها و مواضع و رفتارها و اقدامات آنان در دوران انتخابات ميباشد. آقاي موسوي يكي از كانديداهاي حاضر در عرصه رقابت انتخابات دهم رياست جمهوري اسلامي بود. درخصوص آقاي موسوي و مواضع گفتاري و رفتاري ايشان سؤالات بسيار زيادي در اين ايام مربوط به انتخابات شكل گرفته است كه به برخي از آنها اشاره ميشود:
1- آيا آقاي موسوي هنوز به اسلام ناب محمدي(ص) معتقد است يا بر اسلام امريكايي؟
2- آيا آقاي موسوي هنوز به حضرت امام(ره) و چارچوب انديشه ايشان و وصيتنامهاش اعتقاد دارد يا نه؟
3- آيا آقاي موسوي هنوز به قانونگرايي اعتقاد دارد يا قانونگريزي؟
4- بين آقاي موسوي و اغتشاشگران چه نسبتي وجود دارد؟
5- آيا بين جهتگيري آقاي موسوي و دشمنان نظام جمهوري اسلامي مثل امريكا و انگليس و اسرائيل نسبتي وجود دارد؟
6- آيا آقاي موسوي به دنبال راستنمايي است يا عبور از راستنمايي؟
7- آيا آقاي موسوي اصولگراست يا اصلاحطلب و يا راديكال؟
8- آيا آقاي موسوي به خاطر نظام وارد عرصه انتخابات شد يا عليه نظام؟
9- آيا آقاي موسوي در انتخابات اخلاقمدارانه به فعاليت پرداخت و يا اخلاقگريز بود؟
10- آيا آقاي موسوي براي احياي قانونگرايي و يا گريز از قانون به ميدان آمد؟
11-آيا آقاي موسوي معتقد و ملتزم به ولايت فقيه است يا نه؟
12- آيا منافع ملي براي آقاي موسوي بر منافع فردي و گروهي غلبه دارد يا برعكس؟
13- آيا آقاي موسوي رهبري جرياناتي را كه پشت سر او بودند، در دست داشت يا برعكس مديريت ميشد؟
14-آيا آقاي موسوي داراي مشي عقلاني بود يا تابع احساسات و هيجانات؟
15- آيا آقاي موسوي به دنبال خدمت بود يا داراي هوس قدرت بود؟
16- آيا آقاي موسوي با فتنهگران بود يا عليه آنان و چه نسبتي با فتنهگران دارد؟
17-آيا آقاي موسوي قائل به رعايت حقوق چه براي خود و چه براي ديگران به يك نسبت است يا نه؟
18-چه نسبتي بين آقاي موسوي مدعي راه امام با جريانات عبور كرده از حضرت امام (ره) وجود دارد؟
اين سؤالات و بسياري از پرسشهاي مشابه بر اثر مشي گفتماني و رفتاري آقاي موسوي در اذهان عمومي شكل گرفته كه لازم است درخصوص آن تأمل كرد و به يك تحليل روشن رسيد.
اينكه آقاي موسوي براي مقطع مشخصي مواضع و رفتارهاي پارادوكسيكال و متناقض بسيار زيادي را به نمايش گذاشت، در آن شكي وجود ندارد. در واقع جامعه ما در اين انتخابات با يك پديده جديدي در شكل افراطي آن مواجه شد.
پديده «شخصيت متناقض» در ابعاد گوناگون را چگونه ميشود تحليل كرد. علل وجود اين تناقضات عينيت يافته در آقاي موسوي در يك مقطع بسيار حساس و سرنوشتساز چيست؟ آيا اشكالات فكري و تئوريك موسوي سبب شكلگيري چنين تناقضاتي شده است؟ آيا تمايلات روحي و رواني خاص، منشأ اين تناقضات گفتاري و رفتاري شده است؟ آيا شكلگيري فضاي خاص انتخاباتي در جامعه و شور و هيجان مربوطه عامل آن بود؟ آيا اطرافيان موسوي فضاي ذهني و ادراكي و تمايلاتي ايشان را محاصره و مديريت ميكردند، باعث چنين تناقضاتي شد؟ آيا در آقاي موسوي يك احساس خاصي در گذشته پس از دوره جنگ شكل گرفته بود و در شرايط جديد بهصورتي خاص با تمام اشكالات بروز كرد؟ آيا اين مسئله يك معادله تكمجهولي است يا چندمجهولي؟
براي پاسخ به سؤالات و تحليل آن تناقضات، بهنظر ميرسد بايد مسئله را با تحليل شخصيت آقاي موسوي و جرياني كه بهصورت سازمان يافته با اهداف و جهتگيري خاصي كه درصدد عبور از جمهوري اسلامي ميباشد، به همراه كساني كه در قدرت بودن براي آنها اصالت دارد و به هر قيمت درصدد حضور در عرصه قدرت و توسعه آن هستند، بهطور جدي مورد توجه قرار داد.
آقاي موسوي به لحاظ معرفتي، از نداشتن يك چارچوب روشن در حوزه مباحث بنيادي و نظري، كه بتواند رابطه و نسبت بين اسلام ناب محمدي(ص) و انديشه اسلامي را با مباحث سكولاريسم و ليبراليسم بهطور شفاف نشان دهد و امكان راهبري اداري و ذهني و تحليلي براي عبور مسائل گوناگون در اين رابطه را براي ايشان فراهم كند در رنج است. همچنين ايشان يك انديشه قوي منسجم ديني و اسلامي ندارد و لذا از قدرت تشخيص سطوح درگيري انديشه اسلامي و چارچوب حضرت امام(ره) و عرصههاي مربوط به آن بهرهاي ندارد و لذا در يك شرايط تشويش فكري و انديشهاي بسر ميبرد كه در ظرف زماني خاصي بروز كرده است.
از دلايل ديگر شكلگيري چنين شرايطي، ضعف بصيرت نسبت شرايط، جريانات، افراد، گروهها و وضعيتها و اولويتها در آقاي موسوي است كه بهدليل عدم شناخت كافي سياسي از وضعيت داخلي و خارجي و ماهيت جريانات و تقليل بسياري از منازعات بين جريانات به سطوح روبنايي سبب اشتباهات تحليلي در رابطه با آنها شده است و چون در مسيري افتاده كه لاجرم بايد به جلو برود، از ماهيت بسياري از جريانات، شناخت و بصيرت لازم را ندارد و در نتيجه توانايي مديريت جريانات در سوق ندادن مسائل به سمت بحران و جلوگيري از قرباني شدن بسياري از بازيگران در صحنه به جهت پيشبرد اهداف بحرانزايي نداشته و ندارد و اين عامل از جمله دلايل مواضع و رفتارها و اقدامات متناقض آقاي موسوي است.
نكته ديگري كه به عنوان عامل و زمينهساز وقوع و بروز اين تناقضات شد، ريشه در وضعيت روحي و اخلاقي و رفتاري ايشان دارد. وي از يك طرف تلاش ميكرد خود را بر مدار اخلاق معرفي كند ولي در عمل آنچه موضوعيت نداشت، اخلاق و ملاكهاي اخلاقي و رفتار ديني بود و اين نشان از عدم تعادل اخلاقي دارد.
از جمله عوامل ديگري كه باعث شد آقاي موسوي در يك فضاي پارادوكسيكال عمل نمايد، وجود اطرافيان با رويكردها و ديدگاههاي بسيار متفاوت و بلكه متناقض با هم بوده است. در واقع حضور يك طيف از كساني كه معتقد به جمهوري اسلامي هستند تا جريانات و افرادي كه از جمهوري اسلامي عبور كردهاند، بلكه حتي از انديشه ديني مبتني بر وحيانيت با تعريف روشن در ميان حكما و علما و دانشمندان اسلامي نيز عبور و عدول نمودهاند را شاهد هستيم. اين اتحاد ناميمون شكل گرفته در پشت آقاي موسوي كفايت ميكرد تا ايشان را به گفتارها و رفتارهاي متناقض بكشاند. بخشي به دنبال آرمانشهر غربي بودند و بخشي به دنبال احيا و توسعه قدرت خود به هر قيمت ممكن و برخي هم دغدغههاي جمهوري اسلامي را داشتند. مسئله مهمتر در اين خصوص اين بود كه مديريت عملياتي و طراحي چگونگي حضور آقاي موسوي در فضاي قبل و پس از انتخابات، در دست كساني بود كه از جمهوري اسلامي و اسلام ناب محمدي(ص) و انديشه حضرت امام سالهاست كه عبور كرده و آن را متعلق به تاريخ و براي موزهها ميدانند.
نكته ديگر اينكه جريانات بيرون از كشور بخصوص دشمنان نظام جمهوري اسلامي با توجه به تجربيات خود در ساير كشورها، راهاندازي انقلابهاي رنگين را هدفگذاري كرده و تمايلات شديدي براي تحقق آن در ايران داشته و برنامهريزي نموده و جرياناتي را در ايران با خود همراه كردهاند كه در شرايط خاص بويژه ايام انتخابات از فرصت به دست آمده كمال سوءاستفاده را ميكنند و با قدرت نرم خود (رسانههاي گوناگون، ديپلماسي عمومي و ديپلماسي حرفهاي و به كارگيري سازمانهاي مردم نما و برقراري رابطه با احزاب و جريانات و افراد خاص و مديريت كلان تمامي اين منابع و هماهنگسازي دولتها و سازمانها) شرايطي را شكل ميدهند كه امثال آقاي موسوي به دليل ضعف معرفتي و كمبود بصيرت و... در اين وضعيت قرار ميگيرند.
آقاي موسوي با توجه به اشكالات معرفتي و نظري به همراه ضعف بصيرت لازم براي نقشآفريني و مديريت چنين عرصههاي پيچيدهاي، به علاوه اشكالات روحي و رفتاري، در كنار حضور سازمانيافته جريانات خاص متمايل به بيرون از نظام جمهوري اسلامي و عبور كرده از انديشه حضرت امام(ره) و تلاش بسيار گسترده دشمنان نظام و نقشآفريني طيفي از قدرتطلبان در كشور در يك معادله تناقضات گفتماني و اخلاقي و رفتاري و قانوني قرار گرفته است و راه برونرفت از اين شرايط متناقض، توجه به اين دلايل و زمينهها و دوري از ضعفها ميباشد.